![]() برای طرح مقالات درخواستی و پیشنهادی خود و یاری کردن بنده در بهبود بلاگ به Evergreen.email@yahoo.com ایمیل بزنید. باتشکر فلامک خلیلی کارشناس گیاهپزشکی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو موضوعی
گیاهپزشکی و خاکشناسی
گیاهپزشکی و گیاهان زراعی گیاهپزشکی و گیاهان دارویی گیاه پزشکی و آفات انباری و خانگی گیاه پزشکی - بیماری شناسی سم شناسی و تکنولوژی مبارزه قارچ معرفی کتاب گیاهپزشکی و گیاهان علوفه ای گیاهپزشکی و گیاهان جالیزی گیاهپزشکی و مرکبات گیاهپزشکی و سبزیجات و حبوبات گیاهپزشکی و درختان میوه گیاهپزشکی و علف هرز آرشیو مطالب
سایتهای مفید
سبزایران
چغندر قند دانشجویان زیست شناسی فردوسی گلریزی انجمن علمی گیاهپزشکی ابوریحان همیشه سبز :: قالب ساز :: سایتهای لاتین
RSS
|
گیاه پزشکی نوین
بيماري غربالي درختان ميوه
Shot hole or Coryneum تاريخچه و مناطق انتشار: اين بيماري اولين بار در سال 1842 در كشور فرانسه بوسيله Leveille شناخته شده است امروزه در كليه نقاط جهان از جمله در آمريكا شمالي و آمريكاي جنوبي و اروپا و استراليا و نيوزلاند و ساير نواحي جهان وجود داشته و خسارت زيادي وارد مي نمايد. (زمستان 1343). در ايران اولين بار اسفندياري در سال 1375 اين بيماري را روي درختان ميوه هسته دار در مازندران ، گيلان ، گرگان و آذربايجان گزارش نموده است . بيماري در اكثر مناطق كشور كم و بيش وجود دارد و تا كنون از شهرهاي شيروان ،گنبد ، بجنورد ، قوچان ،ماكو ، خوي و نهبندان و بسياري از شهرهاي ديگر گزارش گرديده است . شدت بيماري در استان آذربايجان و بويژه در باغهاي قديمي زياد ا ست (اشكان ،اسدي 1350، ارشاد 1356)
بيماري غربالي نه تنها باعث ضعف درخت و كاهش مقدار و ارزش محصول ميشود بلكه بدليل لكه ها و زگيل هائيكه روي ميوه بجاي مي گذارد ارزش صادراتي برگه و قيسي حاصله از ميوه هاي آلوده را نيز به نحو بارزي پائين مي آورد. در بسياري از باغهاي آذربايجان شرقي و غربي و همچنين بعضي از باغهاي خراسان و همدان بيماري شدت دارد كه تمام جوانه ها و سر شاخه هاي درخت زرد آلو در اثر اين بيماري خشك شده و درخت عملاً استفاده اي ندارد. درختان آلوده ايكه به حيات خود ادامه مي دهند نيز بدليل خشك شدن برگها و كاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گياه بطور غير مستقيم لطمه ديده و در نتيجه مقدار محصول آنها پائين مي آيد. ميزان خسارت ساليانه اين بيماري در ايران بطور دقيق معلوم نيست و روي محصول زرد آلو معادل 224 ميليون ريال بر آورد شده است (اشكان واسدي 1350) علائم بيماري : زرد آلو ، هلو،گيلاس ، آلو و آلبالو از ميزبانهاي مهم اين بيماري است. سرشاخه, گل, برگ, ميوه و جوانه هاي درختان فوق مورد حمله اين بيماري قرار مي گيرند منتها اندام هاي مورد حمله و علائم آنها روي ميزبانهاي مختلف با هم فرق دارند. بدين معني كه در زرد آلو ميوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار مي گيرند ولي علائم روي سرشاخه ها ديده نمي شود. در بادام علائم روي سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر مي شود در صورتيكه به ميوه خسارت وارد نمي آيد در گيلاس علائم بيماري روي ميوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح ديده مي شود در حاليكه در هلو نشانه هاي بيماري را روي ميوه بندرت مي توان ديد در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه هاي خواب اين گونه به شدت مورد حمله قرار مي گيرند. الف-نشانه هاي غربالي روي برگ: حالت غربالي و سوراخ شدن برگها مشخص ترين و فراوانترين علائم بيماري است. در زرد آلو علائم بيماري همزمان با موقعي كه جوانه هاي برگ باز ميشود و هنوز برگ شكل و اندازه و حتي رنگ طبيعي بخود نگرفته بصورت لكه هاي گرد كه در ابتدا برنگ قرمز متمايل به بنفش و در وسط تيره تر است بروز مي كند. بتدريج اين لكه هاي كوچك بزرگتر شده و از وسط شروع به خشك شدن نموده و برنگ قهوه اي در مي آيند در اين حالت حاشيه لكه ها بسيار مشخص و اغلب قهوه اي تيره مي باشد. در اين مرحله پيشروي لكه ها متوقف مي شود و بتدريج بافت مرده برگ از نسج زنده به طريق پاره شدن پارانشيم وبشره جدا مي گردد. به محض اينكه اين پارگي كامل شد قسمت داخلي جدا شده و مي افتد و در نتيجه سوراخي در پهنگ برگ ايجاد مي شود كه پيرامون آن يك نوار چوب پنبه اي قهوه اي كشيده شده است. شكل سوراخها معمولاً دايره اي بيضي و گاهي اشكال غير هندسي و نامنظم مي باشد. اندازه تنها بسته به زمان وقوع آلودگي از ته سنجان تا قطر 6 ميليمتر و گاهي بيشتر تغيير مي كند ولي لكه هاي دايره اي شكل معمولاً 4 تا 5 ميليمتر هستند. گهگاهي چند تا از لكه هاي بيماري بهم پيوسته و سوراخهاي بزرگ و بيشكل بوجود مي آيند كه ممكن است با حشره خوردگي اشتباه شود. اين حالت يعني توسعه بهم پيوستگي لكه هاي بيماري روي برگ بيشتر در موارد وقوع آلودگي هاي شديد اوليه در مرحله ايكه برگها داراي بافت لطيفي هستند رخ ميدهد و در آلودگي هاي دير هنگام چون برگها ضخامت كافي پيدا كرده اند و نيز بدليل عدم رطوبت كافي و مناسب در محيط علائم برگي معمولاً به صورت سوراخهاي منفرد ، ريز و ته سنجاقي بروز مي كند. احتمالاً واريته هاي مختلف نيز مقاومتشان در مقابل بيماري فرق داشته باشد. در هلو لكه ها معمولاً در حاشيه برگها در طرفين و رگبرگ اصلي ظاهر مي شود و يكنواختي سوراخ هاي ايجاد شده از نظر اندازه و شكل بيشتر از زرد آلو است. لكه ها و سوراخهاي ايجاد شده روي برگ گيلاس بزرگتر از لكه هاي برگ آلو و بادام ميباشد. شكل و اندازه آنها بسيار نامنظم و متغيير است. معمولاً چند تا لكه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگي از پهنك برگ را فرا مي گيرد. در گوجه و آلبالو لكه و سوراخهاي غربالي نسبتاً منظم و مدور مي باشد ولي اندازه آنها در آلو بزرگتر است. ظهور علائم بيماري روي برگ بادام خيلي شبيه علائم آن روي برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پيدايش برگها مي باشد. معمولاً اندازه سوراخها يكسان و شكل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 ميليمتر متغيير است و از سوراخهاي برگ زرد آلو كوچكتر حاشيه سوراخهاي ايجاد شده روي برگ بادام قهوه اي مشخص و تعداد آنها نيز نسبت به زرد آلو بيشتر و متراكمتر است. لازم به ذكر است كه مشبك شدن برگ و پيدايش لكه هاي نكروزه فقط مربوط به بيماري غربالي نبوده بلكه قارچهايي مثل: ب-نشانه هاي غربالي روي ميوه : ميوه زرد آلو ،گيلاس و آلبالو مورد حمله اين بيماري قرار ميگيرند روي ميوه زرد آلو وقتي به اندازه مغز پسته است علائم غربالي به صورت لكه هاي قرمز مايل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر مي گردد بتدريج كه ميوه درشت ميشود اين لكه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته يا خال جوش در مي آيد و رنگشان قهوه اي مي شود لكه ها و برآمدگيها ابتدا در سطح فوقاني ميوه ها بصورت پراكنده يا تراكم بروز مي كند و بعداً به سطح زيرين ميوه نيز مي رسد. در مواردي ديده شده است كه حمله بيماري به ميوه ها در بعضي ارقام و يا در شرايط خاص ، مواجه با عكس العمل آن ميشود بدين معني كه بجاي ظهور خال جوشها, گوشت ميوه تحريك شده و به صورت پستانك نوك تيزي بالا آمده و رشد آن متوقف مي شود در مواقعي كه شرايط جوي براي رشد و نمو بيماري مناسب است, تعداد زيادي خال جوش بطور متراكم در سطح ميوه ظاهر مي شود. بطوريكه در اين قسمت اپيدرم ميوه كاملاً فاسد و چوب پنبه اي شده و از آن شيره تراوش مي شود كه بعداً سفت شده و بصورت صمغ در مي آيد گهگاهي بد شكلي هم در ميوه هاي زرد آلو ديده مي شود. حمله غربالي به ميوه هاي جوان ،منجر به ريزش آنها مي گردد بهمين جهت حدود 5 درصد از ميوه هاي ريز در همان مراحل اوليه رشد در اثر حمله اين بيماري ريخته و از بين مي رود حمله بيماري به ميوه زردآلو يكي از مخرب ترين حالات خسارت بيماريست. الف) ميوه هاي هلو در مراحل اوليه رشد مورد حمله قرار گرفته و مي ريزد. بهمين جهت ميوه هاي باقيمانده روي درخت علائمي معمولاً از خود نشان نمي دهند , ميوه هاي بسيار ريزىر حاليكه هنوز ميوه ها شكلي به خود نگرفته شروع به ريزش مي كنند و اين عارضه معلول تاخت و تاز مستقيم قارچ روي ميوه و همچنين نصف سر شاخه هائيكه روي آن شانكرهاي بيماري به فراواني مستقر است. اين علامت در هلوهاي ايران زياد به چشم ميخورد. ب) وقتي ميوه به درشتي ميوه زيتون رسيد تعداد زيادي لكه هاي كوچك مدور كه ابتدا قرمز و بعد قهوه اي مي شود روي آن مخصوصاً در حوالي دم ميوه ظاهر مي شود. اپيدرم ميوه در قسمت لكه ها كرك طبيعي خود را از دست داده و به صورت پوسته اي در مي آيد كه ممكن است بعداً بيافتد. ريزش اين پولكها باعث ناهموار شدن سطح ميوه مي شود البته لكه هاي ميوه هلو سطحي بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمي كند. (Viemont Bourgin, 1949) اينگونه علائم در ايران هنوز مشاهده نشده است (اشكان و اسدي 1350). روي ميوه آلبالو لكه ها شبيه گيلاس است ولي فرو رفتگي حفره كمتر از آن مي باشد به نظر مي رسد. مكانيزم ايجاد فرو رفتگي در ميوه گيلاس و آلبالو بدين ترتيب باشد كه ميوه در مراحل اوليه تشكيل و در دوران نارسي مورد حمله بيماري قرار گرفته و موجب چوبي شدن و توقف رشد قسمت آلوده مي شود و رشد بعدي ساير قسمتهاي گوشت ميوه باعث مي گردد كه محل لكه به صور مختلفي ،فرو رفتگي پيدا كند. ج)نشانه هاي غربالي روي سرشاخه ها و جوانه ها : علائم اين بيماري روي سرشاخه ها اكثراً به صورت شانكر و ترك خوردگي ظاهر ميشود و تشخيص آن احتياج به دقت و آشنايي چشم دارد . آلودگي سرشاخه ها از آن جهت مهم است كه باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت مي گردد. سرشاخه هاي درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بيماري غربالي نمي گيرد و علائمي روي آن مشهود نيست ليكن جوانه هاي آن باين بيماري مبتلا مي شود . جوانه هاي آلوده معمولاً رنگشان تيره گاهي پوشيده از يك لايه ترشحات خشك صمغ به مانند است. غربالي روي سرشاخه هاي نازك و سبز گيلاس ابتدا به صورت لكه هاي قهوه اي و برجسته ظاهر ميشود كه بتدريج با پيشرفت مرض ترك خورده و حالت زخم بخود مي گيرد. اين حالت در مراحل آخر شبيه نيمرخ دانه گندم در طرف شيار آن مي باشد . معمولاً قايقي شكل و اندازه آنها به 3 تا 2 ميليمتر مي رسد پيدايش اين زخمها در فصل بهار موقع ظهور شكوفه ها حائز اهميت است زيرا چنانچه زير جوانه هاي گل دهنده بروز كند باعث توقف ناگهاني رشد گياه و خشك شدن سرشاخه ها و شكوفه ها مي گردد در حالتهاي شديد ،بسياري از جوانه هاي گل و برگ و سر شاخه هاي درخت گيلاس به اين ترتيب از بين مي رود تشخيص اين حالت بيماري معمولاً مشكل و با توجه به علائم روي برگ و ميوه امكان پذير است. Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ) Dematiaceae-)Stigmina arpophila اندامهاي رويشي و باروي اين قارچ منحصر به ميسليوم ، كنيدي و كنيديوفور است، قارچ داراي ميسليوم استوانه اي و بند بند بوده, رنگ آن متمايل به قهوه اي است و ميسليوم روي تمام قسمتهاي مورد حمله(پارانشيم برگ و پارانشيم ناحيه پوست شاخه هاي جوان و سطح ميوه) ديده مي شود. قارچ عامل بيماري غربالي ،زمستان و همچنين ساير مواقع نامساعد را به صورت ريسه ، استروما و كنيدي در جوانه هاي آلوده و يا زخمهاي روي سرشاخه ها به سر مي برد . كنيديها به صورت آزاد و يا چسبيده به توده هاي صمغ مترشحه از زخمها و يا در استروما خود را از سرما و يا ساير شرايط نامساعد حفظ كرده و از سالي به سال ديگر باقي مي ماند عامل بيماري در مواقع نامناسب در هلو و بادام به صورت ريسه ،در زخم سرشاخه ها و جوانه هاي آلوده به سر مي برد. ريسه هائيكه در شانكرها و يا جوانه هاي درخت وجود دارد در بهار و به محض مناسب شدن شرايط جوي توليد كنيدي مي كند . كنيديها به وسيله باران و باد پخش شده و روي ميوه و برگها قرار مي گيرند. توليد كنيدي در دماي 9 درجه سانتيگراد شروع و در حرارت 19 الي 23 درجه سانتي گراد به اوج ميرسد. چنانچه هوا مرطوب و باراني باشد كنيديها به محض رهائي جوانه زده و توليد آلودگي مي نمايند. بهمين جهت در سالهايي كه پائيز آن ملايم و ميزان رطوبت بالاست جوانه ها قبل از خواب زمستانه به شدت آلوده مي شوند وو منبعي براي آلودگيهاي بهار سال بعد خواهند بود. لوله تندش از راه نفوذ مستقيم و يا از روزنه ها وارد بافت گياه مي گردد. بنابر مطالعات ساموئل در سال 1927 آلودگي برگ بادام به طريق نفوذ مستقيم لوله تندشي در كوتيكول اتفاق مي افتد بازتاب و واكنش هائيكه در برگ بادام در اثر قارچ S. carpophila اتفاق مي افتد عبارتست از افزايش اندازه سلولها درمزوفيل سالم مجاور نسج منهدم شده كه منجر به انسداد فضاي بين سلولي و در نتيجه ظهور يك خط لهيدگي و هم چنين چوبي شدن و پيدايش سلولهايي داخل اين ناحيه مي گردد. در اين حالت اگر رطوبت زياد و برگها نسبتاً جوان باشند ،بريدگي اپيدرم در دو سطح برگ پيدا شده و تيغه هاي بين جدار سلولهاي خارج ناحيه چوبي شده حل شده و قرص آلوده مي افتد. سلولهاي ناحيه مريستم معمولاً سعي مي كنند بريدگي را ترميم نمايند . دوره كمون بيماري از 3 الي 20 روز بسته به نوع اندام مورد حمله تغيير مي كند.درجه حرارت مناسب براي رشد قارچ 19 درجه سانتيگراد است.(اشكان و اسدي 1350)قارچ عامل بيماري انگل اختياري بوده و روي محيط غذايي مصنوعي مي توان آن را كشت داد.از لكه هاي برگ مخصوصاًوقتي مسن باشد، جدا كردن قارچ مشكل است ولي از لكه هاي روي ميوه زردآلوجدا سازي عامل بيماري به سهولت انجام مي شود.
از بين بردن كنيديهاي قارچ در قسمتهاي آلوده درخت با مواد شيميايي هيچ گاه با موفقيت قطعي توأم نبوده است فقط بر اثر مبارزه شيميايي، بيماري كنترل و از شدت خسارت آن كاسته شده است. اشكان و اسدي(1350)،آزمايش هاي متعددي در امر مبارزه شيميايي عليه بيماري غربالي انجام داده اند كه به اختصار شرح داده مي شود: از ميان قارچكش هاي آزمايش شده كاپتان(ارتوسايد 50)، ملپركس، پوليرام و لوناكول كه براي سمپاشي بهاره به كار رفته است، قارچكش كاپتان براي مبارزه با بيماري غربالي بهترين است.كاپتان نه تنها در جلوگيري از بيماري مؤثر است بلكه برگ و مخصوصاً ميوه هاي درختاني كه با آن سمپاشي شده اند شفافيت و جلاي خاصي پيدا مي كند.بهترين نتيجه از سمپاشي موقعي حاصل مي شود كه درختان مبتلا 1 مرتبه در اواخر زمستان قبل از بيدار شدن درختها و تورم جوانه ها با محلول بردوي 2 درصد و 3 مرتبه در بهار با كاپتان 3 در هزار سمپاشي شود كه اولين سمپاشي بهاره بلافاصله بعد از ريزش گلبرگها و در سمپاشي به فاصله 14 روز از همديگر توصيه مي گردد سمپاشي با محلول بردو بهتر است 2 مرتبه يكي در پائيز پس از ريزش برگها و ديگري در اسفند ماه قبل از بيدار شدن درختها صورت گيرد و بدين ترتيب مي توان سمپاشي بهاره را تا حتي 1 مرتبه هم تقليل داد. مبارزه بيولوژيك: بررسي حالت تضاد قارچهاي ساپروفيت با عامل بيماري غربالي زردآلو مشاهده گرديد كه در ميكوفلور اندامهاي هوايي درختان زردآلو، قارچ Trichoderma viride Pers داراي حالت تضاد با عامل بيماري غربالي است.با استفاده از اين پديده ممكن است از قارچ viride T.در مبارزه بيولوژيك عليه بيماري غربالي درختان زردآلو در باغات ميوه استفاده نمود.
|